Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
منو اصلی

icon_home.gif صفحه اصلی
·  فرهنگسرا
· انجمنهاي فرهنگسراي ارشاد
· گالري سايت

icon_community.gif کاربران
tree-T.gif لیست اعضا
tree-T.gif پیغام خصوصی
tree-L.gif پیامهای سریع
favoritos.gif مقالات
tree-T.gif انجمن هاي فرهنگ سرا
tree-T.gif ارسال مقالات
tree-T.gif آرشیو مطالب
tree-L.gif آرشیو ردیفی مقالات
som_downloads.gif پیوند
tree-T.gif دریافت فایل
tree-L.gif لینکستان
icon_poll.gif ضمیمه ها
tree-T.gif بهترینهای سایت
tree-T.gif نظرسنجی ها
icon_members.gif اطلاعات
tree-T.gif معرفی به دوستان
tree-T.gif آمار سایت
tree-T.gif جستجو
tree-T.gif نوشته روزانه کاربرن
tree-L.gif صفحه شخصی


وضعیت کاربران
در حال حاضر 3 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .


مطالب تصادفي

انجمن نمايش
[ انجمن نمايش ]

·تاريخچه انجمن نمايش


لینک به سایت
لینک به سایت
فرهنگ سراي ارشاد اسلامي خرم دره


مشاهده تمام
لینکهای دوستان


دوستان

رياست جمهوري


آويني


انجمن خوشنويسان ايران


سايت عكاسي


دفتر مقام معظم رهبري


عكاسي




بهترین مطالب روز
تاکنون مطلبی به عنوان مطلب پربیننده انتخاب نشده است .

جستجو




ورود به سیستم
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل واردکردن کد امنیتی

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .


آشنایی با سبک هنری رئالیسم Realism
انجمن عكاسان جوانکاربر مهمان می نویسد "

رئالیسم

رئالیسم یا واقع گرایی، شیوه ای است که در آن هنرمند باید در نمایش طبیعت( طبیعت بدونِ انسان و با انسان) از هرگونه "احساساتی گری" خودداری کند. اما منظور ما از رئالیسم، در اینجا شیوه ی هنری ای است که از حوالی سال 1840 به بعد در اروپا و دیگر نقاط جهان متداول شد.مدت زیادی از میانه ی قرن نوزدهم نگذشته بود که شارل بودلر شاعر و هنرشناس فرانسوی، در سال 1846 نقاشیهایی را می ستود که بتواند"خاصیت قهرمانی زندگی معاصر" را به وصف درآورد. در آن زمان تنها یک نقاش وجود داشت که برآوردن این "نیازمندی" را اساس ایمان هنری خود قرار دهد. و او کسی نبود جز گوستاوکوربه که در بخش قبل از او نام برده شد. کوربه که به پرورش روستایی خود می بالید و در سیاست از سوسیالیست ها طرفداری می کرد، هنر خود را در سالهای میان 50-1840 به شیوه ی نوباروک رمانتیک آغاز کرد، لیکن در سال 1848 در زیر فشار طغیانهای انقلابی که سراسر اروپا را فرا گرفته بود، کوربه به این عقیده در آمد: تاکیدی که مکتب رومانتیسم بر اهمیت احساس و تخیل می گذاشت صرفا دستاویزی بود برای فرار از واقعیتهای زمان و او اعتقاد به این امر پیدا کرد که هنرمند نباید تنها به تجربه ی شخصی و بی واسطه ی خود تکیه کند و می گفت: من نمی توانم فرشته ای را تصویر کنم، زیرا هرگز آن را به چشم ندیده ام!
هنگامی که کوربه پرده ی "سنگ شکنان" را به معرض نمایش گذاشت، نخستین اثری بود که واقعگرایی برنامه ریزی شده ی او را به طور کامل در بر داشت.

 

برای مشاهده متن کامل مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید :

http://www.akkasee.com/content/007281.php

"
ارسال شده بوسیله admin در مورخه : دوشنبه، 28 اسفند، 1385 (1335 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

استاد پرويز مشكاتيان(سعيد مظفري)
انجمن موسيقيسعيد مظفري می نویسد "

استاد پرويز مشکاتيان ( به نقل از سايت مجله خانواده سبز)

    در خانه نه ايم جان به فدايت
    
لطفي كن و بگذار صدايت
    
ارتباط با «پرويز مشكاتيان» با اين بيت كه بر روي پيغام گير تلفن نهاده شده ،آغاز ميشود.وارد خانه اش كه مي‌شوي، دكوراسيون خانه و حتي برخورد انسان‌هاي درون خانه برگرفته از اعتقاد به اصالت فرهنگ كهن ايران زمين است .حتي رابطه دو فرزند وي با پدرجدا از صميميت پدر و فرزندي حكايت از رابطه استاد و شاگردي نيز دارد.
    
ديوار خانه اش نيز دنيايي از سازهاي اصيل ايراني و ديگر ملت مشرق زمين چون سيتار هندي و ....را به هر تازه واردي نشان مي‌دهد و با زبان بي زباني صحه مي‌گذارد بر عقايد بزرگ مردي كه معتقد است فرهنگ‌هاي اصيل متعلق به هر كشوري كه باشد،بايد مورد احترام قرار بگيرد.
    
    
فرزندان استاد
    
آوا و آيين نام دو فرزند استاد مشكاتيان است. اسامي به خودي خود روايتگر يك ذهن فلسفي است.زماني كه درباره اسامي از وي مي‌پرسيم، مي‌گويد:تلفظ اين دو اسم در هر كجايي از دنيا، قابل تغيير هجايي نيست.


 

"
ارسال شده بوسیله admin در مورخه : یکشنبه، 27 اسفند، 1385 (547 مشاهده)
(ادامه متن ... | 34746 بایت باقی مانده | نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

آشنایی با سبک های هنری - رمانتیسم Romantisme
انجمن عكاسان جوانکاربر مهمان می نویسد "

رومانتی سیسم:

نام جنبش هنری است که در اواخر سده ی هجده و اوایل سده ی نوزدهم میلادی شکل گرفت. و در معنای عام، به دوره هایی اطلاق می شود که کیفیتهای عاطفی و تخیلی در هنر و زندگی مورد تاکید قرار می گیرند. دوره ی اوج این جنبش بین سالهای 1790تا 1840 بود و در اصل انگلستان، زادگاه این شیوه بود. مضمون های شاخص هنر رمانتیک عبارت بودند از : عشق به منظره های بکر طبیعی و امور رمز آمیز غریب در هر هیئت و ظاهری، غم غربت درباره ی دوران گذشته، اشتیاق پرشور به نیروهای لگام گسیخته، تمایل شدید به آزادی و... ( واژه ی رمانتیک در لغت به معنای خیالی، افسانه وار و واهی است)
در همین معنا رمانتیسم چون یک روش هنریِ متضاد با کلاسیسیسم و رئالیسم دانسته می شود. رمانتی سیسم اصطلاحی است که در تاریخ هنرهای نوین نمی توان آن را کنار گذاشت، این اصطلاح را اواخر قرن هجدهم، ابتدا منتقدین آلمانی برای تفکیک خصوصیات هنری "مدرن" از خصوصیات " کلاسیک" به کار بردند. رمانتی سیسم به قدری جلوه ها و نمودهای متنوعی دارد که ذکر یک توصیف واحد برای آن غیر ممکن است. اما موضوع اصلی آن اعتقاد به ارزش تجربه ی شخصی و فردی است، در واقع رمانتیسم واکنشی بود در مقابل خردگرایی عصر روشنگری و نظم سبک کلاسیک. واژه ی رمانتیک از واژه ی فرانسوی " رُمانس" – به معنای داستان تخیلی قرون وسطایی که به زبانهای لاتینی نوشته می شد – مشتق شده است. و در اصطلاح تاریخ هنر و نقد هنری به کاربرد صور به صورت غیر صحیح، نااستوار، غیر منطقی، شخصی و بیانگر در هر اثر هنری اشاره دارد( در نقطه ی مقابلِ گرایش به صور صریح، استوار، منطقی، غیر شخصی، و دارای تناسب آثار کلاسیک).

""
هنر رمانتیک از اصول و قواعد معین زیبایی صوری پیروی نمی کند، ولی همچون هنر کلاسیک گرا، بیشتر به مفاهیم آرمانی می پردازد تاامور واقعی.
" نمایش هیجان طوفانی و طبیعت سرکش" که از جمله علایق رومانتی سیسم بود، نیاز به شیوه ای "پر از حرکت و رنگ " داشت. و برای متقاعد کردن بیننده، باید نحوه ی ارائه ی اثر تا حد امکان "واقعگرایانه" باشد. رومانتیست ها تمایل به طبیعت گرایی و واقعگرایی داشتند، نمونه از از این واقعگرایی در پیکره ی یکی از شخصیت های داستان "سه تفنگدار" اثر دوما که توسط "گوستاو کوربه"gustavecourbet( نقاش و پیکره ساز فرانسوی) ساخته شده بود را می توان مشاهده کرد.

برای مشاهده متن کامل مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید .

http://www.akkasee.com/content/006135.php

"
ارسال شده بوسیله morteza_hajiloo در مورخه : شنبه، 26 اسفند، 1385 (829 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

جايگاه عکاسي در عرصه هنر
انجمن عكاسان جوانکاربر مهمان می نویسد "تأثير پيدايش عکاسي بر روند ادامه ي نقاشي را نمي توان کتمان کرد. مي توان ادعا کرد که عکاسي در زمينه هايي به صورت غير مستقيم از نقاشي حمايت کرد و به نقاشان اين اجازه را داد که تصويري از طرحهاي خود را داشته باشند تا سر فرصت در آتليه يا محل کار خود با ذهني بازتر و آرامش بيشتري به خلق اثر خود بپردازند. همچنين بطور مستقيم زمينه هايي در نقاشي ، مانند پرتره را تصاحب کرد و دامنه کار آن را گسترش داد. بطور مثال در حالي که فقط عده ي محدودي توانايي صرف زمان و هزينه ي مدل نقاشي شدن را داشتند ،عکاسان استوديويي مي توانستند مشابه همين خدمات را خيلي ارزانتر در دسترس همگان قرار دهند.
از اواسط قرن نوزدهم عکاسي استوديويي در طبقات مرفه و همچنين عکاسي توريستي و خياباني رواج پيدا کرد . اما نقاشي پرتره هنوز توسط قشر مرفه و اشراف زاده با وجود هزينه ي زياد آن مورد استقبال قرار مي گرفت. اما هنر عکاسي اجازه مي داد که تعداد بيشتري از مردم بتوانند تصويري از خود شان داشته باشند. از آن گذشته عکاسي قابليت بازنگري در طبيعت را براي هنرمندان فراهم کرد. عکاسي بيشتر از نقاشي در شبيه سازي موفق به نظر مي رسيد و همچنين قابليت شکار لحظه ها را فراهم مي کرد که نقاشي از انجام آن عاجز بود.
عده اي بيان مي کر دند : عکاسي امکان تجربه ي شيوه اي از نقاشي را که بتواند حس لحظه اي و پاساژ نور را به تصرف در آورد به نقاشان امپر سيونيست داد.
اين که عکاسي بار به تصوير کشيدن صرف را از شانه هاي نقاشي برداشت و به آن اجازه داد که کارکردي فراتر داشته باشد يک حقيقت محض است.
در ابتدا رابطه ي در حال پيشرفت اين دو رسانه بيشتر به يک رابطه ي همزيستي شباهت داشت. ولي کارکرد ديگري که عکاسي توسط آن به گسترش هنر کمک کرد ، توانايي آن در دوباره به تصوير کشيدن فرم هاي مختلف هنر بود.
"
ارسال شده بوسیله morteza_hajiloo در مورخه : شنبه، 26 اسفند، 1385 (520 مشاهده)
(ادامه متن ... | 9102 بایت باقی مانده | نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

استاد محمد رضا شجريان (سعيد مظفري)
انجمن موسيقيSAIED می نویسد "

استاد محمد رضا شجريان (خسرو آواز ايران):

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن تربیت کرد که از جمله خود اینجانب است.

تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سؤال می کردم.  به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می زدم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم و همکلاسیم(ابوالحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و آن قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار وفادار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم آمد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.

"
ارسال شده بوسیله admin در مورخه : جمعه، 25 اسفند، 1385 (805 مشاهده)
(ادامه متن ... | 47353 بایت باقی مانده | نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

موسيقي قاليباف‌خانه‌هاي ايران(سعيد مظفري)
انجمن موسيقيSAIED می نویسد "

معرفي موسيقي قاليباف‌خانه‌هاي ايران

 

متن حاضر، پژوهشي است درباره‌ي موسيقي قاليباف‌خانه هاي ايران. شهر كرمان به سبب پيشينه و اعتبار بيشتري كه در اين زمينه در ميان تمامي شهرهاي ايران داشته است و به عنوان مركز ثقل و دل قاليبافي ايران مورد توجه و بررسي قرار گرفته‌ است در اين پژوهش كه توسط پيمان سلطاني انجام شده و توسط يونسكو به 13 زبان زنده دنيا ترجمه شده، آمده است: موسيقي قاليباف خانه‌هاي ايران نه فقط به خاطر ارزش‌هاي صنعتي و تجاري و نه به دليل ارزش‌هاي هنري قالي بلكه به دليل مجموعه‌اي از ارزش‌ها كه ممكن است به فراموشي سپرده شود، مي‌بايست مورد بررسي قرار گرفته، حفظ و نگهداري گردد. موسيقي قاليباف‌خانه‌هاي ايران، مجموعه‌ايست از انگاره‌هاي ريتميك، تيپ هاي ملوديك و الگوهاي نغمگي، كه در طول تاريخ ( سينه به سينه ) از نسلي به نسل ديگر به عنوان ميراث شفاهي گشته است. گوناگوني نغمات، به اندازه‌ي مناسبت‌ها، آداب و رسوم، حالات روحي و رواني، جغرافيا و تنوع اقليمي متفاوت و رنگارنگ است. چند پاره بودن فرهگ ايران سبب گوناگوني زياد و گويش شده و از همين رو پيچيدگي خاصي ضميمه‌ي اين ژانر موسيقيايي شده است. اين نوع از موسيقي، در زمره‌ي موسيقي‌ آوازي قرار مي‌گيرد و هيچ نوع ساز و‌ آلت موسيقيايي - به جز ابزار قاليبافي كه گاه انگاره‌هاي ريتميك مي‌آفرينند- اين آوازها را همراهي نمي‌كند. تاكنون هيچ متن مكتوب، مدون و هيچ سند شنيداري در اين باره در ايران ثبت و ضبط نشده است. به همين دليل كليه اطلاعات، ارجاعات و برداشت‌ها بر اساس اطلاعات شفاهي به دست آمده و نتيجه تحقيق و كار ميداني است؛ از اين روستا به آن روستا، از اين دشت به آن دشت و از اين سينه به آن سينه. تاريخچه‌ي موسيقي قاليباف خانه‌هاي ايران كاملا مشخص نيست. اما با تكيه بر گفته هاي كليه ” نقش‌خوان‌ها” و تاكيد آن‌ها بر لازم و ملزوم بودن نقش خواني و قاليبافي اين احتمال وجود دارد كه نقش خواني از ابتداي تاريخ فرش بافي و قالي، رواج داشته است. در كارگاه‌هاي قالي‌بافي شخصي با عنوان ” نقش‌خوان” يا ” نقش گو” وجود دارد كه جملات و واژه‌هايي را مربوط به نقش و رنگ قالي مي‌خواند و بافندگان نيز با او همراهي مي‌كنند. تفاوت شيوه نقش‌خواني نقش خوانان نسبت به نسل قبل، تنها در لحن و بيان حسي بوده و در ساير موارد نقش‌خواني بدون هيچ كم و كاستي و هيچ گونه دخل

"
ارسال شده بوسیله admin در مورخه : شنبه، 19 اسفند، 1385 (495 مشاهده)
(ادامه متن ... | 14248 بایت باقی مانده | نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

تاريخ هنر موسيقي(سعيد مظفري)
انجمن موسيقيSAIED می نویسد "

تاريخ هنر موسيقي در ايران

 

داستان موسيقي ايران و جهان ، داستاني است پر از فراز و نشيب و در اين ميان آنچه ما را به مبدا پيدايش اين هنر نزديك مي‌كند كشف ني‌هاي استخواني مربوط به هزاره‌هاي قبل از ميلاد است كه در نوع خود ابتدايي‌ترين و اولين نمونه‌هاي سازهاي موسيقي محسوب شود، شادروان حسن مشحون معتقد است، از زماني كه بشر توانست انفعالات دروني خود را به وسيله‌ي صدا نمايش دهد و وزن را از صداهاي منظم و مختلف طبيعت به دست آورد، موسيقي را به وجود آورد زيرا جهان پر از اصوات است و عالم خلقت بر توازن و انتظام استوار است . اين پژوهش‌گر به نقل از لئوپلد دوفن مي‌نويسد: ريشه موسيقي به عهد كهن ارتباط دارد، موسيقي صوتي با سخن به وجود آمده است و در واقع همان روزي كه انسان توانست براي نخستين بار خوشي‌ها و رنج‌هاي خود را با صدا نمايش دهد، مبدا موسيقي است. آخرين پژوهش‌هاي باستان‌شناختي در محوطه‌هاي تاريخي قدمت ابزارهاي موسيقي به دست آمده از كاوش‌ها يا كشف نمادهاي موسيقي را در مجاري‌ها وسنگ‌نبشته‌ها به هزاره‌هاي قبل از ميلاد رسانده است به عنوان نمونه آلات موسيقي به دست آمده از حفاري‌هاي كمده و اور تا حدودي ريشه موسيقي آسيا را مشخص مي‌كند، در داخل آرامگاه يكي از شاهان سومري نقش برجسته‌اي است كه يك نوازنده چنگ و زني را در حال حركت نشان مي‌دهد، نمونه‌هاي اين امر در تمدن‌هاي بين‌النهرين چندان محدود نيست. در مورد ادوات موسيقي دوران هخامنشي و پيش از اسلام نيز ، از سازهايي چون نقاره، شيپور، ني، بربط، تنبك، كوس، كرناي، سرنا، دمامه، خم، جلجل و گاودمن نام برده شده است. به عنوان نمونه در شاهنامه مي‌خوانيم: خروش آمد و ناله كرناي / برفتند گردان لشكر ز جاي يا منوچهري مي‌گويد: ز فرياد خرمهره و گام دم / علي الاله بر امد ز رويينه خم در يك تجزيه و تحليلي كلي ،اطلاعاتي كه شاهنامه از ابزارهاي موسيقي دوران‌هاي تاريخي و اسلامي به ما منتقل مي‌كند به مراتب بيشتر از ساير منابع تاريخي است چرا كه فردوسي با توجه به سرايش شاهنامه در وزن حماسي در پيروزي ايرانيان سازهاي شاد و مناسب و در جنگ‌ها موسيقي عزا و سوگ‌ها را به كار مي‌برد. فردوسي درشاهنامه مطالبي را مبتني بر استناد بعضي از آلات كوبه اي در موسيقي به شهر ياران متذكر شده است چنان كه طبل را به هوشنگ، سرناي را به جمشيد و ناي سفيد "
ارسال شده بوسیله admin1 در مورخه : شنبه، 14 بهمن، 1385 (1169 مشاهده)
(ادامه متن ... | 41725 بایت باقی مانده | نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

غدير ( اثر همايون عطايي)
انجمن شعر و ادبياتکاربر مهمان می نویسد "

 

صداي تهنيت دلپذير مي آيد

چرا كه نشۀي عيد غدير مي آيد

 

آهاي دست شما هر زمان دخيل خدا

پيام مي دهد آرام جبرئيل خدا:

 

من از تفاهم يك انتخاب رنگينم

و از مصاحبت آفتاب رنگينم

 

ميان حجم سفيد حماسه مي آيم

تمامتان بشماريد تا سه مي آيم

 

كه از مقابله باد و ماسه ايست كنيد

هنوز پر نشد از آب كاسه ايست كنيد

 

واي محمد (ص)حالا مراد حاصل نيست

رسالت تو در اينجا هنوز كامل نيست

 

تو اي محمد(ص) ابلاغ كن علي مولاست

هرآنكه جانب مولاست هر كجا با ماست

 

پيام داد محمد (ص) : همه هبوط كنيد

ميان داغي اين ريگها سكوت كنيد:

 

كه هاي مردم در هر كجا خداست ولي

منم ولي خدا بعد من وليست علي

 

كنار شير خداوند ازدحام كنيد

آهاي دل شده ها عشق را تمام كنيد

 

چرا كه چشمه ي علم وعصمت وعرفان

هميشه با علي وآل اوست در جريان

 

صداي همهمه پيچيد يا علي تبريك

كه ما شديم به خورشيد آسمان نزديك

 

صداي همهمه يعني تماس با خورشيد

ميان آبي دريا مماس با خورشيد

 

همايون عطايي

 

"
ارسال شده بوسیله admin1 در مورخه : سه شنبه، 19 دی، 1385 (660 مشاهده)
(نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

فرهنگ وهنر --- عباس قاسمي
انجمن اهل قلم

الهم عجل لوليک الفرج والعافيه والنصروجعلنا خير انصاره و اعوانه

 

همانطور که شما مستحضر هستيد عرصه فرهنگ و هنر بسيار گسترده و فراخ است و صحبت کردن در اين عرصه احتياج به زمان فراوان دارد بنده نيز خودم  را در مقامی نمی بينم که توصيــه ای در اين باره داشته باشم لکن مطالبی چند را حضور شما عرض می کنم :   اصول فرهنگی ما را دين ما و باورهـای مذهبی ما تعيين کرده است . ما نيز در عملکرد خود بايد همسو با عقايد دينی مردم و مکتب انقلاب اسلامی حرکت کنيم .

ديدگاه ها و فرمايشات مقام معظم رهبری گره گشای بسياری از مسائل و مشکلات عرصه فرهنگ است ايشان از هنر در انقلاب اسلامــی بعنوان هنر دينــی ياد می کنند که بيانگـــر بسياری از ارزشهـــا منجمله عدالتخواهی است .

 نظريات رياست محترم جمهـــوری جناب آقای دکتر احمــدی نـژاد مخصوصا" سه محــور اصل مهرورزی ، خدمتگزاری و عدالتخواهی نيز ملاک عمل در عرصه فرهنگ و هنر شهرستان خواهد بود .

يکی از رسالتهای مهم هنر عدالتخواهی آن است . هر قدر هنر از موضوعات اجتماعی فاصله بگيرد جامعـه نيز بيش از پيش از عدالت دور خواهد گشت برای داشتن جامعه ای ايده آل بايد عرصه نقد باز باشد نقد از مسئولين و نهادها و سازمانها که ميتواند به وسيله بخش های مختلف هنری از قبيل سينما و فيلم ، راديو ، روزنامه ، نمايش ،  کاريکاتور و ... به نحو مطلوب انجام پذيرد . و صد البته رعايت خط قرمزها در اين عرصه ضـروری خواهد بود چرا که همه نظامهــای حکومتــی جهــان خطوط قرمزی را که برای خود تعريف کرده اند

 رعايت می کنند . همچنين نقد بايد مستند ، علمی و منطقی باشد و نبايد موجب تشويش اذهان عمومی گردد .

 

ارسال شده بوسیله admin1 در مورخه : پنجشنبه، 16 آذر، 1385 (692 مشاهده)
(ادامه متن ... | 36471 بایت باقی مانده | نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 0)

عكسبرداری پرتره
انجمن عكاسان جوان

پرتره

پرتره از آغاز اختراع عكاسی تاكنون تغییرات فراوانی پیدا كرده است. برای گرفتن یك پرتره خوب باید موارد زیر را مد نظر داشته باشید:
 ۱- صورت و خصوصیات صورت مدل را تجزیه و تحلیل كرده و بهترین حالت صورت را برای عكاسی درنظر بگیرید. برای این كار مدل را بررسی كنید، اول با او صحبت كرده تا بتوانید بهترین حالتی كه معایب او به نظر نرسد را انتخاب كنید. به عنوان مثال اگر كسی دارای چانه چاق می‌باشد نباید سر خود را به پایین بیاورد.
 ۲- یكی از مهمترین وسایلی كه برای عكسبرداری پرتره مورد نیاز است استفاده از عدسی‌های خاص پرتره می‌باشد كه ویژگی‌ نرم‌كردن تصویر را دارا می‌باشند. این ویژگی را نباید با واضح نبودن عكس به دلیل نامیزان بودن عدسی اشتباه گرفت. این عدسی‌ها خطوط چهره مثل چین و چروك را محو می‌كنند. البته لازم به توضیح است كه گاهی اوقات عكاس پرتره ممكن است بخواهد به عمد، چین و چروك پوست را بیشتر هم نشان بدهد.
 عدسی‌های نرم‌كننده قابل كنترل بوده و می‌توان شدت نرمش را كنترل كرد. این عدسی ها بیشتر در دوربین‌های قطع بزرگ قابل استفاده می‌باشند. اگر از دوربین‌های قطع كوچك استفاده می‌كنید برای اعمال این ویژگی از شیشه‌های مخصوصی استفاده كنید كه مانند فیلتر بر روی عدسی بسته می‌شوند و با شكست نور نرمی را ایجاد می‌كنند. به این شیشه‌ها ((فیلتر نرم‌كننده)) یا پخش كننده می‌گویند.
 ۳- گرفتن پرتره در فاصله نزدیك باعث اعوجاج و كج‌شكلی می‌شود. لذا نباید بیشتر از ۵/۱ متر به مدل نزدیك شد. بنابراین باید از عدسی‌هایی استفاده كنید كه فاصلهٔ كانونی بلندتری دارند تا بدون نزدیك‌شدن به مدل، ‌نمای درشتی از چهره‌اش بردارید. بهترین لنز برای عكاسی پرتره، لنزی است كه فاصله كانونی آن دو برابر فاصله كانونی لنز نرمال ‌باشد. به عنوان مثال در یك دوربین ۳۵ میلیمتری، یك عدسی با فاصلهٔ كانونی ۸۵ تا ۱۳۵ میلی‌متر برای پرتره مناسب است.
 ۴- نوع و اندازه دوربین برای عكاسان حرفه‌ای كه عكس را روتوش می‌كنند بسیار مهم است. در كادرهای كوچك مانند دوربینهای ۱۳۵ امكان روتوش نگاتیو براحتی وجود ندارد. همچنین هنگام استفاده از دوربینهای دیجیتال، هرچه رزولوشن سنسور بیشتر باشد، برای عكاسی پرتره مناسبتر است.
 ۵- زمینه باید متناسب با موضوع باشد.
 ۶- دوربین باید در جایی تعبیه شود كه بتواند مناسب‌ترین زاویه‌ها را دارا باشد.
 ۷- فاصله طوری تنظیم شود و دیافراگم تا جایی بسته شود كه نقاط اصلی

ارسال شده بوسیله morteza_hajiloo در مورخه : چهارشنبه، 15 آذر، 1385 (1208 مشاهده)
(ادامه متن ... | 15069 بایت باقی مانده | نظرشما چیست؟ | چاپ این مطلب | امتیاز : 5)

مجموع خبرها 59 (6 صفحه | درهر صفحه 10)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 ]

تمامي حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به فرهنگسراي ارشاد اسلامي خرم دره مي باشد .


استفاده از تصاوير و مطالب اين سايت با ذكر منبع بلامانع مي باشد .
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.06 ثانیه