موسيقي قاليباف‌خانه‌هاي ايران(سعيد مظفري)
تاریخ : شنبه، 19 اسفند، 1385
موضوع : انجمن موسيقي


معرفي موسيقي قاليباف‌خانه‌هاي ايران

 

متن حاضر، پژوهشي است درباره‌ي موسيقي قاليباف‌خانه هاي ايران. شهر كرمان به سبب پيشينه و اعتبار بيشتري كه در اين زمينه در ميان تمامي شهرهاي ايران داشته است و به عنوان مركز ثقل و دل قاليبافي ايران مورد توجه و بررسي قرار گرفته‌ است در اين پژوهش كه توسط پيمان سلطاني انجام شده و توسط يونسكو به 13 زبان زنده دنيا ترجمه شده، آمده است: موسيقي قاليباف خانه‌هاي ايران نه فقط به خاطر ارزش‌هاي صنعتي و تجاري و نه به دليل ارزش‌هاي هنري قالي بلكه به دليل مجموعه‌اي از ارزش‌ها كه ممكن است به فراموشي سپرده شود، مي‌بايست مورد بررسي قرار گرفته، حفظ و نگهداري گردد. موسيقي قاليباف‌خانه‌هاي ايران، مجموعه‌ايست از انگاره‌هاي ريتميك، تيپ هاي ملوديك و الگوهاي نغمگي، كه در طول تاريخ ( سينه به سينه ) از نسلي به نسل ديگر به عنوان ميراث شفاهي گشته است. گوناگوني نغمات، به اندازه‌ي مناسبت‌ها، آداب و رسوم، حالات روحي و رواني، جغرافيا و تنوع اقليمي متفاوت و رنگارنگ است. چند پاره بودن فرهگ ايران سبب گوناگوني زياد و گويش شده و از همين رو پيچيدگي خاصي ضميمه‌ي اين ژانر موسيقيايي شده است. اين نوع از موسيقي، در زمره‌ي موسيقي‌ آوازي قرار مي‌گيرد و هيچ نوع ساز و‌ آلت موسيقيايي - به جز ابزار قاليبافي كه گاه انگاره‌هاي ريتميك مي‌آفرينند- اين آوازها را همراهي نمي‌كند. تاكنون هيچ متن مكتوب، مدون و هيچ سند شنيداري در اين باره در ايران ثبت و ضبط نشده است. به همين دليل كليه اطلاعات، ارجاعات و برداشت‌ها بر اساس اطلاعات شفاهي به دست آمده و نتيجه تحقيق و كار ميداني است؛ از اين روستا به آن روستا، از اين دشت به آن دشت و از اين سينه به آن سينه. تاريخچه‌ي موسيقي قاليباف خانه‌هاي ايران كاملا مشخص نيست. اما با تكيه بر گفته هاي كليه ” نقش‌خوان‌ها” و تاكيد آن‌ها بر لازم و ملزوم بودن نقش خواني و قاليبافي اين احتمال وجود دارد كه نقش خواني از ابتداي تاريخ فرش بافي و قالي، رواج داشته است. در كارگاه‌هاي قالي‌بافي شخصي با عنوان ” نقش‌خوان” يا ” نقش گو” وجود دارد كه جملات و واژه‌هايي را مربوط به نقش و رنگ قالي مي‌خواند و بافندگان نيز با او همراهي مي‌كنند. تفاوت شيوه نقش‌خواني نقش خوانان نسبت به نسل قبل، تنها در لحن و بيان حسي بوده و در ساير موارد نقش‌خواني بدون هيچ كم و كاستي و هيچ گونه دخل



  و تصرفي عينا مانند نسل‌هاي قبل خوانده و گفته مي‌شود. بخش‌هاي غنائي نقش‌خواني كه بسيار محدود، گاه‌گاهي و اتفاقي است، به حافظه‌ي موسيقيايي،‌دانش‌ آوازخواني، سونوريته، توانائي حنجره و ممهارت خواندن بستگي دارد كه كاملا سليقه‌اي و شهودي است و گاه آنقدر ادامه يافته و به درازا مي‌كشد كه خارج از موضوع نقش‌خواني واقع مي‌گردد. اين بخش از موسيقي قاليباف خانه اي به دليل عدم تكرار و حسي بودن بيش از حد در حافظه‌ها باقي نمانده و غير قابل انتقال است. بسياري از استادان پيشكسوت نقش‌خواني امروز زن و شوهراني هستندكه سال‌ها قبل در كارگاه‌ قاليبافي به هنگام سوال و جواب نقش و حسي شدن و عاطفه بسيار زياد با هم پيوند زناشويي بسته‌اند. بسياري از استادان قاليباف و نقش‌خوان، كار خود را از پنج سالگي آغاز كرده‌اند و براي كمك خرجي خانواده اين كار را با اجبار پدر و مادر خود انجام داده‌اند. بعضي از اين افراد حس زيبايي به قالي ندارند اما در مورد نقش‌خواني با آرامش بيشتري صحبت مي‌كنند، معتقدند بر خلاف قالي‌بافي، نقش‌خواني را خود انتخاب كرده اند. آن‌ها نقش‌خواني را در طول مدت دو تا پنج سال فرا گرفته اند كه قسمتي از آموزش را مستقيم و قسمتي را غير مستقيم آموخته‌اند. ( بر اساس نقش‌ها و از طريق گوش). استادان تام سعي خود را براي ياد نگرفتن آن‌ها به كار مي‌گرفتند و شاگردان با تمام وجود مي‌اموختند. در اين كشاكش، اغلب،‌شاگردان پيروز بوده‌اند. اما تا زمان يادگيري كامل، كتك هاي مفصلي را نوش جان كرده‌اند. كارگر قالي تا زماني كه نقش‌گويي و نقش‌چيني را نياموزد مي‌بايست زور و خشونت استاد كار را تحمل كند. صاحبان كارگاه‌هاي قالي نيز براي نگهداري بيش از حد شاگردان انرژي زيادي به خرج مي‌دادند تا آن‌ها نقش‌خواني را نياموزند. نقش‌ها بر روي جدولي با تقسيم‌بندي‌هاي بسيار منظم كشيده شده‌اند. هر جدول داراي خانه‌هاي كوچك‌تر و هر خانه داراي پنجره‌هاي كوچك‌تر است، تعداد خانه‌ها بر اساس نوع نقش افزايش و كاهش مي‌يابد. هر خانه داراي ده پنجره عمودي و ده پنجره افقي است، كه روي هم صد پنجره را تشكيل مي‌دهند. به همين دليل نقش بايد از روي شماره پنجره‌ها و خانه‌ها گفته شود. نقش‌خوان مي‌تواند براي گروهي قالي‌باف همزمان نقش بخواند، اما همه‌ي بافندگان مي‌بايست يا نقش مشترك داشته و يا يك نقش قرينه را ببافند. اگر در پشت قالي‌اي كه عرض آن زياد است. چند كارگر قالي نشسته و نقش‌ها مشترك نباشد، نقش خوان مي‌تواند براي يك بافنده نقش بخواند. همچنين اگر در يك كارگاه چند دار قالي وجود داشته باشد و نقش‌ها مشترك نباشد نقش فقط مي‌تواند براي يك بافنده نقش بخواند. همچنين اگر در يك كارگاه چند دار قالي وجود د اشته باشد و همه‌ي نقش‌ها در دارهاي مختلف شبيه به هم باشند نقش‌خواني را يك نقش‌خوان مي‌تواند به عهده بگيرد. دارهاي قالي به صورت افقي و عمودي‌اند. معمولا در كارگاه‌هاي كوچك خانگي يا چادرهاي عشاير از دار افقي استفاده مي‌كنند. در اين گونه از قالي، بافنده، قالي را بدون نقش، ذهني و بداهه مي‌بافد و اگر از نقش‌ براي بافتن استفاده كند، از همان شرايط نقش‌خواني دار عمودي، پيروي خواهد كرد، با اين تفاوت كه در قالي‌بافي افقي هميشه نقش‌خوان و بافنده يكي است، زيرا در اين نمونه از قالي، سرعت كار مانند كارگاه‌هاي بزرگ كنترل شده و داراي اهميت نيست و قالي‌ها، اندازه‌ي كوچكي دارند.( اين گونه از قالي‌ها را افشاري مي‌نامند).


 

منبع : ايسنا





منبع این مقاله : فرهنگ سراي ارشاد اسلامي خرم دره
http://www.sarayefarhang.ir

آدرس این مطلب :
http://www.sarayefarhang.ir/article37.htmlhttp://www.sarayefarhang.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=37

INP_Nuke © IranNuke.com